شيخ حسين انصاريان

80

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

ابوجعفر كيسه را گشود و در صدد جستجوى سكهء شطيطه برآمد آن سكه‌ها را روى هم مىغلطاند تا آن را بيابد ؛ امام ، خودش آن را در ميان نشان داد و هم اينطور بقچه‌ها را گشود و دستمال يا كلاف را نيز تقديم كرد . محمد بن على مىگويد : وقتى به وطن بازگشتم تمام صاحبان آن كالاها را فطحى مذهب ديدم ، آنجا دريافتم كه امام فرمود : آن‌ها مال من نيست . در اين گيرودار مواظب وضع آن بانو بودم كه سيزده روز پس از ورود من به نيشابور درگذشت ، ما جنازهء او را به صحرا برديم ، در جمعيت انبوهى كه در بيابان براى نماز بر جنازهء او حاضر بودند توجه داشتم امام را ببينم ، ناگاه ديدم شتر سوارى از جانب بيابان آمد ، از شتر پياده شد در حالى كه سر و صورت خود را پيچيده و پوشيده بر جنازه نماز گزارد ، من نزديك شدم تا ببينم ، امام را شناختم كه برگشت و بر شتر سوار شده در صفحهء بيابان از نظر غايب شد « 1 » ! ! آرى ، اولياى خدا چه مرد چه زن در صفحه‌اى از پاكى و نور و صفا زندگى مىكنند و در تمام اين عالم از دوست غير دوستى نمىخواهند . واقعيت مسئلهء حج تماشاى واقعيت حج ، قلبى پاك ، ديده‌اى بينا ، سينه‌اى پر از نور ، روحى الهى و نفسى تزكيه شده مىخواهد . اهل بصيرت را در زمينه اين سفر مسائلى است كه از دسترس بسيارى از عقول دور است . اين سفر ، سفرى ملكوتى و سيرى الهى آن هم به سوى صاحب آفرينش است ،

--> ( 1 ) - المناقب : 4 / 291 ؛ بحار الأنوار : 48 / 73 ، باب 4 ، حديث 100 . ( مضمون روايت )